X
تبلیغات
رایتل

دریای جان

هانی بیر یار وفادار منه یار اولسون... گوزه لیم سئویرم سنی...

تو ای آهوی من کجا می گریزی

چه کردم که بی اعتنا می گریزی

خدا خواست پیوند عشق تو با من

ز من، یا ز کار خدا می گریزی

چرا گرم خواندی، چرا سرد راندی

چرا لطف کردی، چرا می گریزی؟

نداری چو تاب وفا، رو بپوشی

ندانی چو قدر مرا، می گریزی

نگویم دگر از محبت نگویم

چو طفل مریض از دوا می گریزی

به بیگانه بودن، عزیزم گرفتی

چو اکنون شدم آشنا، می گریزی

به من همچنان با قضا، می ستیزی

ز من همچنان کز بلا می گریزی

چو با خنده گویم برو، دل ربایی

چو با گریه گویم بیا، می گریزی

ز دست من آنگونه کز دست کودک

چو پروانه ای بی صدا، می گریزی

به من عشق درد و بلا می پسندد

ز من بهر چه ای بلا می گریزی

ز چشم من ای من به قربان چشمت

چنان قطره ی اشکها می گریزی

فدای گریز و ستیز تو گردم

که چون کبک شیرین ادا می گریزی.Flowers

خط خطی شده در یکشنبه 10 آذر 1387ساعت 02:36 ب.ظ توسط دریا یادگاری (19)|


کدهای جاوا وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس