X
تبلیغات
رایتل

دریای جان

هانی بیر یار وفادار منه یار اولسون... گوزه لیم سئویرم سنی...

 

  

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت

که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت

تحمل گفتی و من هم که کردم سالهاام

چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت

تمنای وصالم نیست عشق من مگیر از من

به دردت خو گرفتم نیستم در بند درمانت

امید خسته ام تا چند گیرد با اَجل کُشتی

بمیرم یا بمانم، پادشاها چیست فرمانت؟

شبی با دل به هجران تو ای سلطان ملک دل

میان گریه میگفتم که: کو ای ملک، سلطانت؟

چه شبهایی که چون سایه خزیدم پای قصر تو

به امیدی که مهتاب رخت بینم در ایوانت

دل تنگم حریف درد و اندوه فراوان نیست

امان ای سنگ دل از درد واندوه فراوانت. 

 

 

خط خطی شده در پنج‌شنبه 2 تیر 1390ساعت 04:19 ب.ظ توسط دریا یادگاری (52)|


کدهای جاوا وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس