X
تبلیغات
رایتل

دریای جان

هانی بیر یار وفادار منه یار اولسون... گوزه لیم سئویرم سنی...

بر بلندای تمامی تفکرات مثبت گرای خویش، محکم بایست و با چشمانی سرشار از کنجکاوی و محبت به دریا نگاه کن، هر آنچه که در خود می جویی را در گستره ی پرتلاطم دریا خواهی یافت؛ موسیقای عاشقانه ی دریا، چه در آرامش زیبایش و چه در امواج سهمگین به ظاهر ویرانگرش. به دریا نگاه کن تا تمامی احساس مثبت اندیشی و مثبت گرایی را یک جا در پهنه ی آبی و زیبای آن بیابی. تو چون خوب به آن آبی آرام بنگری، خواهی دید غرور را، آرامش را، تلاطم را، اعتماد به نفس را، برتری و رجحان بی حد و حصر را و قدرت را، قدرتی که در لابه لای امواج دریا نهفته است، همان قدرتی که همواره در تو جریان دارد، همان قدرتی که تو را قادر به انجام هر ناممکن می نماید و تو همچنان به دریا نگاه کن، می بینی؟!

او هرچه دارد، از خویشتن خویش است؛ آرامش را، موج پر قدرت را و هر آنچه که می خواهد داشته باشد، از خود دارد. او آنقدر به توان خویش، پای بند است که با دستان مهربان و بامحبت خویش، موجی می سازد سرکش و جسور اما از جنس خویش، خوب که به دریای بی کران بنگری، همین دریای به ظاهر آرام، چیزهایی در خود نهفته دارد که بسیاری از آدمها آن را مدتهاست در خویشتن خویش یا گم کرده اند و یا به فراموشی سپرده اند. آری، دریا سینه ای پر همت و دلی مهربان و خالی از کینه دارد. با آن که در بطن او، بخش عظیم و پیچیده ای از خلقت قادر بی مثال در جریان است، او، اما آرام و مهربان، پذیرای تمامی خوبیهای خلقت است، درست مثل برخی آدمهای به ظاهر آرام که باطنی پر جوش و خروش و سرشار از مهربانی و عاطفه را سخاوتمندانه به همراه دارند و تا در پنهان آنان رخنه نکنی، پی به این راز بزرگشان نخاهی برد، چونان دریا که باید رنج غوطه ور شدن را در اعماقش بر خویش همواره ساخته تا به زیبایی هایش آن هم اندکی، آری فقط اندکی دست یابی.

به سخاوتمندی او نکاه کن، به آن دور دستها، به آنجا که خورشید، سرچشمه ی انرژی الهی، خود را به نیمه دیگر زندگی رخ می نمایاند تا عدالتش در تابیدن رعایت شود. به دریا نگاه کن و به دریا بیندیش تا آنجا که جزئی از دریا شوی. خود را نه در کنار او و نه بر پهنه ی نیلگونش که با دریا حس کن، لابه لای جریانات مبهم آبی دریا همراه او گاهی سر به اعماق تاریک و در عین حال شگفت انگیز و زیبایش بسپار و گاه با امواج از دریا جدا شو و به سوی آسمان پرواز کن؛ پروازی که از دریا جدایی ناپذیر باشد؛ پایت بر آبهای دریا و بالهایت گسترده در افق زیبا و باز هم جسورانه به دریا نگاه کن.

حالا دیگر باید خودت را جزئی از دریا بدانی، آری اگر خوب خوب در خود غوطه ور شوی، می بینی حالا خود تو هم دریایی، دریایی زیباتر از این دریایی که تا به حال نظاره گرش بودی، تو دیگر دریا شده ای؛ آبی تر، آرام تر، تو دریای شده ای؛ آبی آرام، زیبای غرورانگیز، جسور مهربان، قدرتمندی با معرفت و پرتلاطمی امن؛ تو دیگر دریایی هستی آبی تر، سخاوتمندتر، قویتر و زیباتر، هروقت خوب به خوبیهای اطرافت نگاه کنی، خیلی بهتر از آنها خواهی شد یعنی میبینی که تو هم دارای همه ی آن خوبیهایی هستی که محو تماشایشان می باشی. باور کن تو حالا از دریا هم دریاتر شدهای، دریایی که می داند و می بیند و می فهمد که دریاست. دریایی که می داند زیباست، قدرتمند است، مفید است، خلقتش بی عیب و نقص و هدفمند است، آمده ایم که دریا باشیم با تمامی خوبیها.

قدرتی که دریا دارد، غیر قابل تصور است ولی او به ساحل آرمیده در کنارش ظلم نمی کند، با او یار و همراه است، به زیباترین شکل ممکن، همدیگر را مهربانانه و خالی از هر کینه و عداوتی در آغوش می گیرند و تو می توانی در دل شب، قدم به ساحل پرعطوفت دریا گذاری و ببینی و بفهمی و بشنوی سرودهای عاشقانه دریا و ساحل را، آنها در کنار هم ترانه ی آرامش و آسایش می خوانند. نه دریا فخر به بزرگی و پهناوری و دارندگی اش می ورزد و نه ساحل به کوچکی اش سر خجلت فرود می آورد، نه دریا بر ساحل خشم می گیرد نه ساحل بر دریا سخت؛ هر موجی که به ساحل می آید، حاوی پیام مهربانانه ی دریاست و صدها و هزاران هزار سرود و ترانه ی مهر، عشق و دوستی، و هر موجی که از ساحل به دریا باز می گردد، حامل بهترین و عاطفی ترین پاسخ هاست.

به دربا نگاه کن و دریا شو چون دریا، آرام، زیبا، قدرتمند، مهربان و سخاوتمند.

خط خطی شده در یکشنبه 14 مهر 1387ساعت 01:54 ب.ظ توسط دریا یادگاری (8)|


کدهای جاوا وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس