X
تبلیغات
رایتل

دریای جان

هانی بیر یار وفادار منه یار اولسون... گوزه لیم سئویرم سنی...

 

 

خدایا شاهد تنهایی ام باش، بین غم ها تنها ناجی ام باش

پر پرواز من دیریست بسته، تو بگشا و در آزادی ام باش

اسیر موج های تند خشمم، تو آرام دل دریایی ام باش

دل خسته خریداری نداره، تو خواهان صفای ذاتی ام باش

در این آشفته بازار محبت، تو تنها شاهد ارزانی هم باش 

   

 

اگه یک روز فکر کردی نبودن یه کسی بهتر از بودنشه چشمات رو ببند و اون لحظه ای که اون کنارت نباشه رو به خاطر بیار اگه چشمات خیس شد بدون داری به خودت دروغ میگی و هنوز دوستش داری!

 

 

 

بیا امشب به من محرم شو ای اشک، بیا امشب تو هم با غم شو ای اشک

بیا بنگر دلم تنها شده باز، بیا قلب مرا همدم شو ای اشک

من آن گل بوته ی خشک کویرم، بیا بر روی من شبنم شو ای اشک

رها کن میل ماندن در دو چشمم، تو جاری بر رخ زردم شو ای اشک.

 

  

 

من نشانی از تو ندارم

اما نشانی ام را برای تو می نویسم:

درعصرهای انتظار، به حوالی بی کسی قدم بگذار!

خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو!

کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگی ام!

درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو!

حریر غمش را کنار بزن!

مرا می یابی.

 

 

من چه ساده ام! و از صداقت سرشار...!

اما...

دنیا پر از ریا و دروغ! و مرا نیز اینگونه می خواهد...

امروز بر سادگی خود گریستم... و یا نه... خندیدم!

وقتی دیدم چه راحت به اتهام ساده دلی، دل دیگری را رنجاندم...

آیا گناه از من بود که بی ریا بودم؛... یا نه...!

یا گناه از نگاه دیگران است که مرا ریاکار می خواهند...

چگونه تاب آورم این نگاه های سنگین را...

می گریزم و خود را تنها می یابم. در تنهایی غرق سکوت می شوم...

سکوتی سنگین که راه فریاد را بر من می بندد

و چه زجرآور است فریادی که در دورن سینه ام حبس شده است...

کاش می مردم

دیگر طاقت این زندگی را ندارم

کاش میشد امشب که می خوابم دیگر بیدار نمی شدم...

خط خطی شده در جمعه 21 خرداد 1389ساعت 07:56 ب.ظ توسط دریا یادگاری (47)|


کدهای جاوا وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس