X
تبلیغات
رایتل

دریای جان

هانی بیر یار وفادار منه یار اولسون... گوزه لیم سئویرم سنی...

 

 

 

مدت ها بود که می خواستم رازی را که در سینه دارم به تو بگویم. اما نتوانستم. دوست داشتم هنگامی که از کنارم می گذری این راز را در چشمان عاشقم بخوانی. ولی تو با بی اعتنایی می گذشتی تا اینکه امروز قلم را برداشتم تا از بی مهریت بنویسم. ولی وقتی قلم را از روی کاغذ برداشتم دیدم نوشته ام: "با تمام وجود دوستت دارم

 

 

یادته موقع رفتن گفتی که عاشق ترینم
گفتی تا آخر دنیا دل به هیچ کسی نمی دم
بعد چند ماهی که رفتی خبری از تو شنیدم
گفته بودی به یه قاصد
عاشق یه عشق دیگم 

عشقم را نثار تو کردم...اما نپذیرفتی. عشقم را به تو هدیه کردم آن را دور انداختی، زندگیم را وقف تو کردم اما در کنارم نماندی، کاش روزی آن را برگردانی!

 

 

ای معنی انتظار یک لحظه بایست!

دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست؟

یک لحظه بایست و یک جمله بگو!

تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست؟

خط خطی شده در یکشنبه 16 خرداد 1389ساعت 01:54 ب.ظ توسط دریا یادگاری (38)|


کدهای جاوا وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس