X
تبلیغات
رایتل

دریای جان

هانی بیر یار وفادار منه یار اولسون... گوزه لیم سئویرم سنی...

 

مثل آیینه شکستم تو ندیدی، صدای شکستنم رو نشنیدی

یادته بهت می گفتم نمی مونی، دیدی آخرش به حرف من رسیدی

پیچکهای باغچه مون خشک شد و پژمرد، خاطرات ما رو توی قصه ها برد

دلی که حتی به حرفهای تو خوش بود، دیدی آخرش چه جور تو دست تو مُرد.

  

خیلی سخته که بغض داشته باشی اما نخوای کسی بفهمه...

خیلی سخته که موقع گریه کردن بری زیر بارون تا کسی اشکاتو نبینه...

خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی...

خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری...

خیلی سخته که روز تولدت، همه بهت تبریک بگن جز اونیکه فکر میکنی به خاطرش زنده ای...

خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی بعد بفهمی که دوستت نداره...

 

خط خطی شده در چهارشنبه 5 خرداد 1389ساعت 10:33 ب.ظ توسط دریا یادگاری (18)|


کدهای جاوا وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس