X
تبلیغات
رایتل

دریای جان

هانی بیر یار وفادار منه یار اولسون... گوزه لیم سئویرم سنی...

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید


چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است ؟


چرا لبخندهایت آنقدر بی رنگ است ؟


اما افسوس...


هیچ نبود همیشه من بودم


و من و تنهایی پر از خاطره.


آری با تو هستم...


با تویی که از کنارم گذشتی...


و حتی یک بار هم نپرسیدی


چرا چشم هایت همیشه بارانی است!!!

 

 

درد عشق

گفتمش آغاز درد عشق چیست ؟

گفت آغازش سراسر بندگیست !

گفتمش پایان آن را هم بگو !

گفت پایانش همه شرمندگیست .

گفتمش درمانش را هم بگو !

گفت درمانی ندارد ، بی دواست !

گفتمش یک اندکی تسکین آن ؟

گفت تسکینش همه سوز و فناست !

خط خطی شده در چهارشنبه 23 دی 1388ساعت 08:40 ب.ظ توسط دریا یادگاری (29)|


کدهای جاوا وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس