X
تبلیغات
رایتل

دریای جان

هانی بیر یار وفادار منه یار اولسون... گوزه لیم سئویرم سنی...

ماه به پرنده گفت: تو چرا آن پایین و در آن قفس تنها هستی؟

پرنده به ماه گفت: اگر من روزی آزاد شوم می‌آیم آن بالا، پیش تو و در کنار تو لانه‌ای می‌سازم.

ماه به ایوان گفت: کاش من فقط روی سر تو نور می‌پاشیدم.

ایوان به ماه گفت: کاش من می‌آمدم آن بالا و ایوان خانه تو می‌شدم.

ماه به حوض وسط حیاط گفت: خوش به حال تو که آن پایین و در آن حیاط پر درخت هستی.

حوض به ماه گفت: ای کاش من در آن آسمان زیبا زندگی می‌کردم.

من به ماه گفتم: من همیشه تو را در خواب می‌بینم که نگین لباس مشکی من شده‌ای.

ماه به من گفت: من خیلی دوست دارم که تو مرا با نخی پایین بیاوری.

 

خط خطی شده در سه‌شنبه 27 مرداد 1388ساعت 12:12 ب.ظ توسط دریا یادگاری (9)|


کدهای جاوا وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس