X
تبلیغات
رایتل

دریای جان

هانی بیر یار وفادار منه یار اولسون... گوزه لیم سئویرم سنی...

چرا دیــگر نمــی‌تابــی بـه این دریای طوفــانی

هوا سرد است و خورشیدم نگو در بند و زندانی

تـمام این غزل‌ها را بـه یمن آنکه برگردی

کنم سیراب و بعد از آن سر راه تو قربانی

نگــو دریا نمی‌بارد که من از گریه لبـــریزم

و در هر قطره اشکم که می‌ریزد، تو پنهانی

سفر کردند ماهی‌ها، از این دریای یخ بسته

تو تابستان من بودی، شدم دیگر زمستانی

‹تو در من آتشی هستی که خاموشت نخواهم کرد›

خودت این را بـه من گفتی ولی حـــــــالا گریـــزانی

من از هر مرغ دریایی نشانی از تو می‌خواهم

که می‌گوینـد عاشق شد مگــر این را نمی‌دانی

و در آن لحظه امواجی مرا بر صخره می‌کوبد

تنم آهسته می‌سوزد در اندوه پشیمــانی.   

خط خطی شده در جمعه 23 مرداد 1388ساعت 08:13 ب.ظ توسط دریا یادگاری (9)|


کدهای جاوا وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس