X
تبلیغات
رایتل

دریای جان

هانی بیر یار وفادار منه یار اولسون... گوزه لیم سئویرم سنی...

آمد و آتش به جانم کرد و رفت

با محبت امتحانم کرد و رفت

آمد و بنشست و آشوبی به پا

در میان دودمانم کرد و رفت

آمد و رویی گشود و شد نهان

نام خود، ورد زبانم کرد و رفت

آمد و او دود شد، من شعله ای

در وجود خود، نهانم کرد و رفت

آمد و برقی شد و جانم بسوخت

آتشین تر این بیانم کرد و رفت

آمد و آیینه گردانم بشد

طوطی بی همزبانم کرد و رفت

آمد و قفل از دهانم برگشود

چشمه ی آب روانم کرد و رفت

آمد و تیری زد و شد ناپدید

همچنان صیدی نشانم کرد و رفت

آمد و چون آفتی در من فتاد

سر به سوی آسمانم کرد و رفت.

خط خطی شده در جمعه 22 آذر 1387ساعت 05:49 ب.ظ توسط دریا یادگاری (23)|


کدهای جاوا وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس