X
تبلیغات
رایتل

دریای جان

هانی بیر یار وفادار منه یار اولسون... گوزه لیم سئویرم سنی...

دیگر از هر چه هست، بیزارم

مثل ابر بهار می بارم

برو ای آنکه بعد دیدارت

گره افتاده در همه کارم

مادرم مدتیست می گرید

چون گمان می کند که تب دارم

دیگر این روزها خودم دارم

باورم می شود که بیمارم

یک نفر گفت خوب خواهم شد

به فراموشی ات که بسپارم

گفتم ای عشق اگر بعد ازین

بدهی مثل قبل آزارم

به تمامی حرمتت سوگند

روی قلبم گلوله می کارم

به تو هر چند سخت مدیونم

به خودم بیشتر بدهکارم

هر چه بر من گذشت، حقم بود

من ازین بیشتر سزاوارم

تو گناهی نداری ای زیبا

مرگ بر من که دوستت دارم.

خط خطی شده در سه‌شنبه 21 آبان 1387ساعت 09:52 ب.ظ توسط دریا یادگاری (15)|


کدهای جاوا وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس